امروز یه چند تا بچه داشتن یه سگ رو اذیت میکردن و من فقط داد زدم نککککن و هیچ کاری از دستم بر نمیومد و اونا داشتن دنبال هم میدَویدن و من منتظر سرویس دانشگاه بودم. دوس داشتم برای یه لحظه همه ترس هام رو کنار بذارم و سگه رو بغل کنم و بهش آرامش بدم :( ♥
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی