امروز عملاً یهو و در یک لحظه انگار باختم. اومدم تو اتاقم و دو قطره اشک ریختم و باز رفتم تو هال پیش مامان بابا و هرچی اونا خواستن راجع بهش حرفی بزنم من مقاومت کردم و حرف نزدم. حرفی برای گفتن نیست و تنها راه حل عمل کردنه و درست کردنش. کاش سید بود، همه چی سریع تر حل میشد ولی نیست و همه چی رو دوش خودمه :))))
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی